تبليغاتX
گفتنی های سجاد

سلام,ممنون که به ما سر زدید این وبلاگ پیش کشیست از طرف دانشجویان سخت افزار دانشگاه سجاد,امیدوارم رضایت خاطر شما عزیزان را فراهم اورده باشم
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تست هوش

http://www.wmnet.org.uk/resources/stern/stern/commonimages/thinker.jpg

 

سوال اول:
شما در یک مسابقه سرعت شرکت کرده‌اید.
از نفر دوم سبقت می‌گیرید؟
اکنون در چه جایگاهی قرار دارید؟



سوال دوم:
اگر از نفر آخر سبقت بگیرید، جایگاه شما .... ؟

 


سوال سوم:
یه سوال خیلی ساده ریاضی!
توجه: این مسئله فقط باید در کله شما حل شود! از کاغذ و قلم و ماشین‌حساب استفاده نکنید.
1000 تا بگیر و 40 تا بهش اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه بهش اضافه کن.
حالا 30 تا اضافه کن.
1000 تای دیگه اضافه کن.
حالا 20 تا اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه هم اضافه کن.
حالا 10 تا بهش اضافه کن. مجموعش چقدر شد؟




سوال چهارم:
پدر مریم پنج تا دختر داره:
نانا،
نِ‌نِ
نی‌نی
نُ‌نُ
اسم دختر پنجم چیه؟


خُب، حالا سوال جایزه‌دار:
یه آقای کر و لالی میخواد مسواک بخره. با در آوردن ادای مسواک زدن، می‌تونه خواسته‌اش را به دکاندار حالی کنه و موفق به خرید مسواک بشه.
سوال:
حالا اگه یه مرد کوری بخواد عینک آفتابی بخره، چطوری باید منظورش رو به فروشنده حالی کنه؟

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط vahid fadakar در چهارشنبه 1387/08/29 و ساعت 11:15 بعد از ظهر | 
حكايت دو مهندس
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است.
من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید.
بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.
این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد.
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم.
این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.
برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»
مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»
برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد.
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد.
باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد.
سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت .
و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
( شما هم می توانید قبلا حدس بزنید)
مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد
دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید …
|+| نوشته شده توسط hadi gheitasy در سه شنبه 1387/08/28 و ساعت 9:49 بعد از ظهر | 
معماي هادي

امروز كه ديدم پشيمون شديد تصميم گرفتم يك معما براتون بزارم تا با حل كردنش خودتون رو اثبات كنيد اگر قبول شديد در سايت استخدام ميشيد:

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره

ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه

چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم

وجود دارد.( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را

روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به

چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را

روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر

کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها

باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها

را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و

هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه

 

اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و

بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.

 

mav69g.jpg
|+| نوشته شده توسط hadi gheitasy در دوشنبه 1387/08/20 و ساعت 5:15 بعد از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar